این مطلب از وب سایت نکس لود رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد.

انشا درباره در مورد کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد مثل نویسی باز آفرینی ضرب المثل صفحه ۴۱ کتاب نگارش پایه کلاس نهم تجربی ریاضی انسانی از سایت نکس لود دریافت کنید.

 

انشا درمورد کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد

در این پست قصد داریم که انجا های راجع به کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد را قرار دهیم.

شما می توانید همه انشا های خودتان را راجع به کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد را در نظرات پایین همین سایت برای ما بفرستید و آن را در همین پست قرار خواهیم داد.

انشا های منتشر شده با اسم شما منتشر خواهد شد و متن و نوشته آن به اسم شما خواهد بود.

انشا و تحقیق در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد را در پایین به ترتیب انشا های موجود را قرار خواهیم داد.

شما می توانید نظرات خودتان راجع به این انشا و اجرا های دیگر سایت در نظرات پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

 

انشای اول راجع به ضرب المثل

این ضرب‌المثل را معمولا زمانی به کار می‌بریم که فردی در مقابل ما عملی را با بی‌انصافی و ناجوانمردی انجام می‌دهد، اتفاقا زمانی می‌رسد که فردی که در حقش این رفتار ناروا انجام شده، می‌تواند در مقام جبران و یا تلافی آن رفتار با طرف مقابل بر بیاید. در این زمان است که پس از اعتراض طرف مقابل می‌گویند که کوه به کوه نمی‌رسه، ولی آدم به آدم می رسه.

در واقع می توانیم این طور بگوییم که این ضرب المثل به نوعی اشاره به این دارد که از هر دستی که بدهی از همان دست هم می گیری. اینکه در برابر دیگران هر طوری که رفتار کنی، همانطور هم جواب می گیری.

اما داستان این ضرب‌المثل طبق آنچه که حسن ذوالفقاری در کتاب «داستان‌های امثال» آورده این است که…….

در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود، «بالا کوه« و «پایین کوه». از میانه آن دو کوه چشمه‌ای روان بود که به هر دو آبادی می‌رفت و زمین‌های آن‌ها را سیراب می‌کرد.

این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ارباب ده «بالا کوه» تصمیم می‌گیرد، برای به دست آوردن زمین‌های ده پایین و البته سلطه به مردم آن، راه چشمه را به پایین کوه ببندد.

با این اتفاق زمین‌های ده پایین کم کم خشک شدند و مردم به نشانه اعتراض همراه با کدخدا به ده «بالا کوه» رفتند؛ اما ارباب آن ده در جواب این اعتراض‌ها گفت یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو کوه هرگز به هم نمی‌رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!

مردم ده پایین از این پیشنهاد و این حرف ناراحت شدند، چند روزی گذشت تا اینکه تصمیمی گرفتند. به پیشنهاد کدخدای ده، بیل و کلنگ را برداشتند و زمین را کندند و قنات حفر کردند. با این کار آب چشمه دوباره به زمین‌های آن‌ها راه پیدا کرد و کم کم چشمه بالا کوه خشک شد.

خبر به ارباب بالاکوه رسید. چاره‌ای جز تسلیم ندید. به ده پایین رفت و گفت: شما با این کار چشمه‌ ما را خشک کردید. اگر می توانید سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگرداند.

کدخدای ده پایین گفت: اولاً؛ آب از پایین به بالا نمی‌رود، بعد هم یادت هست که گفتی: کوه به کوه نمی‌رسد. تو درست گفتی:

کوه به کوه نمی‌رسد اما آدم به آدم می‌رسد.

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : انشا درمورد کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی